خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





تال

    میخائیل تال (1992_1936) Tal : بازیکن افسانه ای شطرنج معروف به " جادوگر ریگا " تهاجمی ترین شطرنج باز تاریخ به حساب می آید . تال در سال 1960 باتوینیک را شکست داد او در آن سال با ۶ برد و ۲ شکست و ۱۳ تساوی در مقابل باتوینیک به پیروزی رسید اما سال بعد در رویارویی انتقامی از باتوینیک با نتیجه ۱۰ باخت ۵ برد و ۵ تساوی شکست خورد. بازیهای او از زیبایی بسیاری برخوردار بود و سرشار از ترکیب بود.. تال در سن 56 سالگی به دلیل ناراحتی مزمن کلیوی از دنیا رفت .

    کاسپاروف در ستايش او گفته؛ «او تنها بازيکني بود که احتمالات مختلف را در ذهنش محاسبه نمي کرد بلکه همه آنها را مي ديد، او در ذهنش تصوير ده هزار حالت مختلف را در يک لحظه داشت...»

    کورچنوي ديگر اسطوره دنياي شطرنج هم در ستايش تال گفته بود؛ «او انگار از يک سياره ديگر بود، او با تمام شطرنج بازان جهان متفاوت بود، ذهن او انگار از ميلياردها سلول متخصص شطرنج ساخته شده بود...»

    بیوگرافی میخائیل تال

    اما دومينيک لاوسون نويسنده معروف ورزشي که جملات جالبي در مورد هوش مصنوعي و بازي کامپيوتري شطرنج دارد می گوید؛ «احتمال پيروزي کامپيوتر در بازي هاي شطرنج با انسان ها حالا خيلي زياد است، احتمالاً در آينده نزديک ديگر هيچ انساني حريف کامپيوترها نخواهد شد، اما مساله اين است که بازي هاي کامپيوترها زيبا نيستند، حتي يک بازي شطرنج ارائه شده توسط کامپيوتر نيست که به شما احساس خلاقيت و احساس تماشاي يک جذابيت هنري بدهد، در حالي که در بازي نوابغ شطرنج لحظات بسياري از نبوغ و خلاقيت را مي توان مشاهده کرد، اگر به بازي هاي شطرنج نوابغي مثل ميخائيل تال نگاه کنيد متوجه مي شويد که هيچ گاه نمي توانيد کامپيوتر را با مردي مثل او مقايسه کنيد...»

    ایگور زایتسف در مقاله ایی به عنوان : شجاعت در حد دیوانگی در مورد تال می نویسد

    بازیهای عجیبی که تال میکرد تا کنون در افکار مردم باقی مانده است همیشه آدم شوخ وبا محبتی بود در تمام نشریات دنیا حرف اول را میزد این گراند مستر شهر ریگا تمام خبرنگاران دنیا را بخود مشغول کرده بود .ولی همه این علاقمندی ها بخاطر بازیهای زیبایش بود نه نتایج او البته بازیکنان قویتر و بالاتری در آنزمان بودند ولی هرگز تال نشدند. تال همفکر الکساندر آلخین بود که میگفت من وقتی شطرنج بازی میکنم هنر می آفرینم و شطرنج بازی نیست بلکه هنروری است و چون هر هنری رابطه مستقیم با پایان راه ما دارد در نتیجه میتوان گفت ارجحیت روح بر جسم را نشان میدهد زندگی روحی ما در یک بازی شطرنج مدل کوچکی از زندگی مادر دنیاست ومیتوان گفت ما همانطور که بازی میکنیم زندگی میکنیم. همانطور که در بازی شطرنج قربانی میزنیم تا موقعیتمان را در بازی به حریف دیکته کنیم در زندگیمان هم باید قربانی بزنیم تا موفقیتهای بزرگتری بدست آوریم هنرمند شطرنج همیشه این ریسک را طوری بازی میکند که تا آخر از امکاناتش استفاده کند بازیکن در رابطه با این موضوع همیشه از ریتینگ و جایزه و افتخار آن باید بگذرد و مایه بگذارد تا یک بازی ریسکی اجرا نماید .

    تال همیشه در بازیهایش نشان میداد ترس معنایی ندارد و آنقدر زیبا بازی میکرد که سراسر دنیا همه شیفته او بودند.و احترام و محبوبیتش فقط بخاطر بازیهای ریسکی او بود .من همواره یا در کنار تال بودم یا در مقابل او و این سرنوشت را تورنمنتهای متعدد رقم میزد در سال 1978در شهر باگیوی فیلیپین در مچ آناتولی کارپف و ویکتورکورچنوی من وتال 100 روز در کنار هم بودیم در میز آنالیزهای بازیها در ایتالیا 1981 باز هم این دونفر مچ داشتند و ما آنالیز میکردیم و خوشحال بودم که بازهم در کنار تال بودم ولی با همه دوستی هرگز اورا تو خطاب نکردم من این احترام را برای تیگران پطروسیان هم قائل بودم و 8 سال مربی او بودم معروفیت تال به او اجازه میداد آدم عجیبی باشد مثلا حافظه اش باور نکردنی بود او هر سئوالی را براحتی پاسخ میداد حتی نتایج بازی دو بازیکن روسی در سی سال پیش را میدانست .

    یادم هست در المپیاد شهر لاواتا در جزیره مالتا موقعی که در اتاق هتل استراحت میکردیم ناگهان گراند مستر لف با عجله به اتاق تال آمد و گفت کتاب شروع بازی میخواهم چون در حرکت 17 سیسیلی نایدروف مشکل دارم اما کتابی در کار نبود و لف ترسیده بود ناگهان تال تا 20 حرکت بعد از حرکت هفدهم را برایش آنالیز کرد آنهم از حفظ و سطر کتاب و صفحه آنرا هم برایش گفت.من میدانستم حافظه تال انتها ندارد مربی کارپف آنزمان فورمن بود او به همه میگفت ادامه بازیهایتان را بعد از شروع بازی ببینید تال در آن شاخه چکار کرده است یکبار در فیلیپین یک اسپانسر مارا به شام در کازینو دعوت کرد تمام بازیکنان در کازینو مشغول بازی قمار بودند اما تال فقط شام خورد و به موسیقی گوش داد.

    بازیهای تال دارای ریسک بزرگی بود به جرات میگویم شجاعت در حد دیوانگی او هرگز دستهایش نلرزید حتی در هنگام باخت خونسردی عجیبی داشت یادم هست در شهر بوگونیو در یوگوسلاوی 1980 تال حضور داشت روز افتتاحیه رئیس جمهور یوکوسلاوی درگذشت 10روز مسابقات تعطیل شد ما با یک بنزی که در اختیارمان گذاشتند شروع کردیم به گردش در کنار سواحل مدیترانه در یکی از این روزها به وی پیشنهاد دادم بیا در کنار ساحل قدم بزنیم او گفت بشرطی که از حفظ بازی کنیم منهم قبول کردم چندروز مرتب کار ما همین شده بود یادم هست او در هنگام بازی آهنگ دوست داشتنی اش را با سوت زمزمه میکرد و ناگهان به حرکت من پاسخ میداد من در آن سالها بازی حفظی را در سطح بالایی بازی میکردم شطرنجبازان دیگر هم در آن روزها بدنبال خرید تمبر یادگاری شطرنج بودند که در آن سالها مد بود امروز از آن سالها سی سال میگذرد ومن به دفتر چه کوچکم که تمامی آن بازیهای حفظی که با تال انجام دادم و ثبت کرده بودم نگاه میکنم اما هر گز نمیتوانم احساسم را به جوانان امروز منتقل کنم که من چه انسان خوشبختی هستم که افتخار آن زندگی در کنار تال و همبازی بودنش را داشتم آنهم با معروفترین شطرنجباز تاریخ شطرنج دنیا مردی با آنهمه شجاعت و ریسک در حد دیوانگی.


    این مطلب تا کنون 7 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : شطرنج ,بازی ,بازي ,بازیهای ,میداد ,زندگی ,پاسخ میداد ,شروع بازی ,بازی شطرنج ,شطرنج بازی ,بخاطر بازیهای ,
    تال

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده